پیغام
مادر ! بگو پدر چگونه رفت ؟
و دگر هیچ بر نگشت ...
آیا ز من
و یا ز تو
آزرده خاطر است ؟
من از فراق او
به خدا رنج میبرم
از دوری اش
جگرم سوخت
و قامت ببین شکست
بسیار دیر کرد
پیغام من به او برسان
و بگویش ز طرف من
من بعد از این
نان نمی طلبم
گریه هم نمی کنم
من خاک می خورم
بابا بیا
دوری بس است
و رنج فراقت
ز حد گذشت ...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر