نوشته نذیر ظفر: 26 جدی 1389
درد دل
هیچکس درسوگ ما گریان نشد
هیچکس در درد ما در مان نشد
هیچکس با ما نگر دید همنوا
هرکه ازخودناله کردهمسان نشد
هیچکس بر این چمن فکری نکرد
ابر رفت خورشید خفت باران نشد
هیچکس تخم محبت را نکشت
غصه روئید جز بلای جان نشد
هیچکس همدل نشد در شهر دل
هیچ یک همدل بدل مهمان نشد
هیچکس چارک درین میزان نبود
هر که خود را سیر گفت پایان نشد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر